|
بجز بار پشیمانی
نبستیم جوانی را سفر
کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال
چه هستیم عجب آشفته
بازاریست دنیا عجب بیهوده
تکراریست دنیا چه رنجی از محبتها
چشیدیم برهنه پا به
تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این
همه چشم ندیدیم و ندیدیم و
ندیدیم سبکبالان ساحلها
ندیدند بدوش خستگان
باریست دنیا مرا در اوج حسرتها
رها کرد عجب یار وفاداریست
دنیا عجب آشفته
بازاریست دنیا عجب بیهوده
تکراریست دنیا میان آنچه باید
باشد و نیست عجب فرسوده
دیواریست دنیا عجب خواب
پریشانیست دنیا عجب یار وفاداریست
دنیا عجب دریای طوفانیست
دنیا
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد. (( صادق سرمد ))
|
About![]()
من نمی دونم این عشق و عاشقی چیه؟؟؟ Archivesآبان 1387مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
محکوم به تنهایی |