|
گذر كردم ز قبرستان زمانی رسیدم بر سر قبر جوانی به زیر قبر می نالید و میگفت رفیقان قدر یكدیگر بدانی
گر که در
خویش شکستیم صدایی نکنیم خود بتازیم
به هر درد که از دوست رسد بهر بهبود
ولی فکر دوایی نکنیم جای پرداخت
به خود بر دگران اندیشیم شکوه از
غیر خطا هست، خطایی نکنیم یاور خویش
بدانیم خدایاران را جز به
یاران خدادوست وفایی نکنیم یادمان
باشد اگر خاطر دل تنها ماند طلب عشق ز
هر بی سر و پایی نکنیم گر که
دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم تا بهاران
نرسیدست هوایی نکنیم گله هرگز
نبود شیوهء دلسوختگان با غم خویش
بسازیم و شفایی نکنیم یادمان
باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر
شدنش ساز و نوایی نکنیم پر پروانه
شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم
ز غفلت، من و مایی نکنیم و به هنگام
نیایش سر سجادهء عشق جز برای دل
محبوب دعایی نکنیم مهربانی
صفت بارز عشاق خداست یادمان باشد
از این کار ابایی نکنیم
|
About![]()
من نمی دونم این عشق و عاشقی چیه؟؟؟ Archivesآبان 1387مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
محکوم به تنهایی |