|
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
كاش مـي شـد در كنـارت عاشـق و ديوانـه بـودن
لا لا لا لا نخواب سودی نداره همون بهتر که بشماری ستاره همون بهتر که چشمات وا بمونه که ماه غصه ش نشه تنها بیداره
او شراب بوسه مي خواهد ز من
|
About![]()
من نمی دونم این عشق و عاشقی چیه؟؟؟ Archivesآبان 1387مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
محکوم به تنهایی |