تبليغاتX
عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ

عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:41توسط غزل | |

رفیق من سنگ صبور غمهام

My only friend the "lover's dtone of patience"

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

Help me embrace my loneliness

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

No one sees my sea of angony nor

چه دنیای رو به زوالی دارم

How my world is crashing around me

مجنونم و دلزده از لیلی ها

Majnoun am I, bereft of all leilis

خیلی دلم شکسته از خیلی ها

Foced into suffering much from so many

نمونده از جوونیام نشونی

Yoyth is lost to this raging heart

پیر شدم پیر تو ای جوونی

Age falls on me in her destructive might

تنهای بی سنگ صبور

Lonely, with out the"lover's stone of patience"

خونه سرد و سوت و کور

Heartless home, cold and blessed  by gloom

توی شبات ستاره نیست

No star rises to adorn my night

موندی و راه چاره نیست

No hope,  no solution in sight

اگر چه هیچکس نیومد

No friendly face to greet me

سری به تنهاییت نزد

No gracious  companion to fill my lonely  doom

اما تو کوه درد باش

You be the rook of pain

طاقت بیارو مرد باش

Bear it and become a Man

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:37توسط غزل | |

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:32توسط غزل | |

 

لالالا نخواب دنيا خسيسه واسه كم آدمي خوب مي نويسه

 يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده است

يكي پلكاش تو خوابم خيسه خيسه

لا لالالا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سرخ و تب دار و غريبه

 تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست پايين هم كه مي افته بي نصيبه.

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:28توسط غزل | |

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:26توسط غزل | |

باز در کلبه ی تنهایی خویش

عکس روی تو مرا ابری کرد

عکس تو خنده به لب داشت ولی

اشک چشمان مرا جاری کرد

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:21توسط غزل | |

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت19:3توسط غزل | |