|
به چشم من نگاه نکن ٬ دوباره گریت می گیره ساده بگم که عشق من ٬ باید تو قلبت بمیره فاصله بین من تو ٬ از اینجا تا آسموناست خیلی عزیزی واسه من ٬ اما زمونه بی وفاست قسم نخور که روزگار ٬ به کام ما دوتا نبود به هر کی عاشقه بگو ٬ غم که یکی دوتا نبود بگو تا وقتی زنده ام ٬ نگاه تو سهم منه هر جای دنیا که باشی ٬ دلم واست پر می زنه برای این در به دری ٬ تو بهترین گواهمی
می گویم :دوستم داری؟ می گوید:آری بیشتر از جانم! می گویم:دروغ می گویی... بی آنکه چیزی بگوید، سرش را روی شانه هایم می گذارد و از خجالت دم بر نمی زند... آخر من ندانستم دوستم دارد یا نه؟
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است؟؟؟؟؟؟؟
وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد فروميريزد
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم
شیشه ای می شکند... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟مادر می گوید:شاید این رفع بلاست.یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد.شیشه ی پنجره را زود شکست.کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست,عابری خنده کنان می آمد...تکه ای از آن برمی داشت مرحمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم ...هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟؟دل سخت شکست اما,هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفته بودی شعرهایم رامثل آنروزها نمی خوانی آه قلبم شکسته می بینی شایداین رادگرنمی دانی مهربانان خوب می دانند قلب عاشق همیشه شکسته است توکه قلب شکسته رادیدی ازچه راضی شدی برنجانی گفته بودی که می میرم یک شب بی ستاره .ابری صبح هم پانویس مطبوعات می شود مرگ عشق ایرانی
|
About![]()
من نمی دونم این عشق و عاشقی چیه؟؟؟ Archivesآبان 1387مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
محکوم به تنهایی |